ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

692

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فرمانروايى خزاعه ناپسند شده بود از اين رو قريش در امر مزبور بر ايشان غلبه يافتند و ايشان را از خانهء كعبه بيرون راندند و خود بر آنجا تسلط يافتند و بزرگتر ايشان در آن روزگار قصّى بن كلاب بود . و او خانه را بنا كرد و سقف آن را با چوب درخت كنار و شاخه‌هاى نخل بپوشانيد . اعشى گويد : [ 1 ] « بجامه‌هاى راهب دير و خانه‌اى كه قصّى و مضاض [ 2 ] بن جرهم بنيان نهاده‌اند سوگند ياد كردم » . آنگاه [ هنگامى كه امور خانهء كعبه را قريش بر عهده داشتند ] بر اثر سيل يا بقولى حريق ، خانهء مزبور خراب شد و از اين رو بناى آن را از نو آغاز كردند و از ميان قبيلهء خود مبالغى براى اين منظور گرد آوردند و در همان هنگام در ساحل جده يك كشتى در هم شكست و بانيان خانه ، چوبهاى آن را براى سقف خانهء كعبه خريدند و ديوارهاى آن پيش از اين خرابى كمى از قامت يك انسان بلندتر بود در اين تعمير آنها را به اندازهء هجده ذراع قرار دادند و درگاه خانه از پيش با كف زمين برابر بود ، در اين هنگام براى اينكه سيل بدان راه نيابد آن را از قد يك آدمى بلندتر ساختند و وجوهى كه براى ساختن آن فراهم آورده بودند براى بپايان رسانيدن آن كافى نبود از اين رو پايه‌هاى آن را كوتاه كردند و به اندازهء شش ذراع و يكوجب آن را فرو گذاشتند و در گرداگرد آن ديوار كوتاهى كشيدند كه از پشت آن طواف مىشود ، و اين قسمت عبارت از حجر است . [ 3 ] . و بناى خانهء كعبه بر همين وضع باقى بود تا هنگامى كه ابن الزبير [ 4 ] در مكه مردم را بخلافت خويش دعوت مىكرد

--> [ 1 - ) ] شعر مزبور در چاپ پاريس مغلوط است و در چاپهاى ديگر اختلافات فاحشى دارد و ما از چاپ ( 1 ) كه صحيح‌تر به نظر ميرسد آن را ترجمه كرديم . [ 2 - ) ] مضاض ( بضم م ) مضاض بن عمر و ابو الحارث بن مضاض جرهمىاند ( منتهى الارب ) . [ 3 - ) ] صاحب منتهى الارب ذيل « حطيم » آرد : كنارهء كعبه يا ديوار كعبه يا آنچه ميان ركن و زمزم و مقام است و بعضى حجر را هم بر آن افزوده‌اند . [ 4 - ) ] ابن الزبير ، ابو بكر عبد الله بن زبير بن عوام قرشى اسدى . پدر وى زبير يكى از عشرهء مبشرة و مادرش اسماء بنت ابو بكر است عبد الله پس از مرگ معاويه از بيعت با يزيد سر باز زد و به مكه رفت و مدعى خلافت گشت و حكام يزيد را از حجاز براند . يزيد مسلم بن عقبة مرى را با سپاهى گران بدفع او گسيل كرد و مسلم پس از وقعهء الحرة بمرد و حصين بن نمير بجاى او بسردارى سپاه منصوب گشت و